از جمادی مُردم و نامی شدم

مولانای بلخ

از جمادی مُردم و نامی شدم
وز نما مُردم بحيوان سرزدم

مُردم از حيوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

حملهء ديگر بميرم از بشر
تا برآرم از ملايک بال و پر

بار ديگر از ملک پران شوم
آنچه اندر وهم نايد آن شوم