خانۀ مولانا نوروز را در فرانکفورت بزرگ داشت

صنم عنبرین دبیر فرهنگی خـانۀ مولانا

سال دوم بود که خانۀ مولانا در فرانکفورت، نوروز بزرگ را در این شهر و در کنار اعضای این خانه و شماری از فرهنگیان تبجیل می‌کرد. شب زیبایی بود با یاران مولانا و پاسداران فرهنگ باستانی سرزمین ما. سالون با شمع و گل آذین گشته بود. بر میزها شیرینی و نوشابه و چای چیده شده بود. در کنار سالون، میز بزرگی را یک نسخه از کلام خدا، طبقی از سبزه، هفت سین، هفت میوه، ماهی و چیزهای دیگر آراسته بود. بوی شعر، بوی بهار و بوی سرزمین، فضای سالون را انباشته بود.

بخش نخست را که نگارند گردانندگی می کرد با پیام تهنیت دکتور هما احمدی رییس خانۀ مولانا آغاز گشت. او نوید داد که نوروز امسال برای خانۀ مولانا، مژده‌های بیشتری دارد و جای دارد که سال نیکویی داشته باشیم. او با شعر فریدون مشیری، پیامش را پایان داد و خواند:

نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

پس از آن، استاد لطیف ناظمی پیرامون نوروز سخن زد و از تاریخ پنج هزار سالۀ برگزاری سال نو گفت و نوروز را در افسانه و اساطیر، در تاریخ، در ادبیات و در پیوند با ادیان جست‌وجو کرد. او به آئین‌های گوناگون نوروزی میان سی و سه کشوراشاره کرد و اظهار شادمانی کرد که سازمان ملل، نوروز را رسمیت بخشیده است و در گاهنامۀ جهانی گنجانده است. پس از آن شماری از شاعران و دکلاماتوران شعرهای بهاری را باز خواندند.

نخست بانو شکیبا غزلی را زمزمه کرد، به دنبال وی، بانو صالحه محبی، شعری در باب بهار باز خواند؛ سپس بانو خاطره دو غزل ابوالمعانی بیدل را بر خواند و آنگاه نگارندۀ این سطور؛ غزلی از مولانا را دکلمه کرد. آقای ولی محبی که برای شرکت در همین مراسم از پاریس آمده بود؛ یک غزل مولانا را خواند و شاهین باژ، شعری از خویش را بازخوانی کرد.

بخش دوم، پس از صرف غذا ادامه یافت که بخش موسیقی بود و محمد میرویس، غزل‌های گوناگون را زمزمه کرد. صفی‌الله تائب و خالد شهاب نیز خواندند و بزم را تا درگاه سحر رساندند. این بخش را خانم شکیبا گردانندگی می‌کرد.

شب نوروز در فرانکفورت، بزم جمشیدی باستان را به درستی به خاطر می آورد. ایدون باد!