یکسال در خانه مولوی

بیژنپور: 6 اسد 1388

Maulana, Rumi از محبت تلخ‌ها شیرین شود
از محبت مس‌ها زرین شود
از محبت خارها گل میشود
وز محبت سرکه‌ها مُل میشود

مولوی

پیامبر مهر و آموزگار عشق مولانا جلال‌الدین بلخی، جهانی‌ترین شاعر هزاره سوم و پرخواننده‌ترین میراث شعری عالم در سده‌ی امروز است. مولوی دوستان سراسر دنیا از سرگذشت و درگذشت او واقف اند، اما در زادگاهش او را هنوز بدرستی نمیشناسند.

مولانا را سزاوار است که، در هر شهر اروپا و سراسر دنیا خانه‌یی باشد، خانه ها را می‌باید رفت و گذری باشد، مریدان و دوستداران او را در آن خانه‌ها باوری باشد، باورها را بایستی محور و بستری باشد، محورها و بسترها را شاید سخن‌گستری باشد، سخن را سخنوری و دریافت دیگری باشد و دیگری مراد همان مولاناست.

خانه مولوی در فرانکفورت یکساله شد

سوم جون 2008 میلادی و سیزدهم سرطان 1387 خورشیدی برابر است با نخستین روز پایه‌گذاری "خانه مولانا" در دانشگاه گویته، شهر فرانکفورت آلمان. هواداران و همکاران آن آشیانه که بیشترینه بانوان و دوشیزگان مولوی دوست هستند، چنین میگویند که از پیدایش و فعالیت خانه مولانا یکسال فرخنده میگذرد.

در نخستین بامداد پیدایش این نهاد، دکتر هما احمدی در جایگاه رییس، خانم صنم عنبرین دبیر فرهنگی، دکتر لطیف ناظمی مشاور و مدرس و شماری از همکاران کارهای دیگری را در نهاد بدوش گرفتند. بخش‌های فرهنگی، آموزشی، ساختاری و مالی خانه از سوی همین هیأت رهبری، تنظیم و اداره میشود.

بانو صنم عنبرین دبیر فرهنگی "خانه مولانا" اندکی پس از برگزاری نشست سالانه آن نهاد یک گزارش فشرده و مفید بیرون داد که تارگاه خاوران در هفته پیش آنرا منتشر نمود. برای دریافت متن کامل این گذارش لطفاً به اینجا کلیک کنید.

اگر برای تبارز کمبود کار در نهاد "خانه مولانا" در حد یک یادآوری ساده نیاز به بیان باشد، میتوان گفت که، خانه مولانا در فرانکفورت، عالمی از معنی و مراد را دربر میگیرد. یکسال برای برپایی خانه کار و کوشش شده است. اما بدلیل کم توجهی و یا شاید قانع نبودن به آنچه انجام یافته بود، از کارهای هفتگی و ماهوار، چهارماهه و سالانه خود متداوماً گزارش نداد.

باید همه اعضا و هواداران و به زبان دیگر تمام "اهل خانه" با من هم‌باور باشند که، سزاوار نیست تنها در آغاز و پایان سال دو سخن از پایه‌گذاری و نکوداشت پایانی گفته شود. مهم اینست که کارهای انجام شده به دیگران نیز گفته شود تا حس مشارکت و گرایش به عضویت در دیگران را بیشتر نماید. گزارش نکردن کارها هیچ مفهوم رمزآمیز دیگری را برنمی‌تابد. در این صورت پرسشی پیش می آید: پس در همه سال چه انجام یافته است؟

موجودیت استاد ناظمی در آن خانه، غنیمت کلانی است. خوشبختانه پیامبر مذهب عشق (مولانا) را معشوقه‌ها و پیروان بسیار شده اند. این یک واقعیت را برمی‌تابد و آن اینست‌ که، مولانا برای نسل امروز بیشتر از پیش قابل درک است.

من نیز بیرون از آن خانه، در این خانه دیگر به مولانا می‌اندیشم. باور دارم که مولانا این شاعر همیشه معاصر، این عاشق همیشه جویان و جوشان، این پیامبر راستین و انسان محور، این فلیسوف آدم شناس و این میر و مراد مست، باگذشت هر روز شناختنی‌تر و درک‌شدنی‌تر میشود. آموزش اندکی که من از بینش و نگرش او به جهان و جامعه و طبیعت دارم، دریافت خود از مولانا و فهم مولانایی را از انسانیت در چند بیت ساده چنین بربست میکنم:

ای پیرما، ای میرما، ای راه ما تدبیر ما
سویت دوان نخچیرما، ای کوهبند و تیرما
تاپیش زانکه کم شوی، چون غمکشان درغم شوی
کاری بکن آدم شوی، رو برضعیفی درگشا
چون هر کسی در حد خود، کاری گزیند نیک و بد
در گیرودار این فلک، بهتر که ننشیند ز پا
پیمانه‌داران یکطرف، افسانه خوانان یکطرف
هرکه براه خود رود، اینست رسم پیرما
بی‌پرده هر سو رو مکن، با هرکه بیخود خو مکن
اندیشه کن اندیشه کن، هشدار زین تقدیر ما
روی جهان پر آدم است، آدم وجود عالم است
نه من شوم نه تو شوی، ما نیز در جمع شما

با تجدید درود بر اهل خانه مولانا و با ادای احترام به روحانیت حضرت یار، شادمانم که تنی چند از همدیاران من در فرانکفورت آلمان، برای پاسداری از اندیشه های مولوی و گسترش آن در میان هموطنان وهمزبان‌های عزیز در برون‌مرز؛ تلاش کرده‌اند. ما نیز باید نیروی خویش را در این راه بکار ببریم و دست یاری با آنها را کوتاه نکنیم.